بهترین بروکر فارکس در افغانستان

اصول الگوهای نزولی

اصول استفاده از الگوهای برگشتی Bearish Reversals در کندل استیک ژاپنی

الگوهای بریش Bearish تشکیل شده از یک، دو یا سه کندل در انتهای روند صعودی هستند و علامتی برای تغییر جهت روند از صعودی به نزولی می باشند در ادامه به ترتیب الگوهای تک و ترکیبی نزولی (بیریش) را مشاهده می کنیم.

الگوی Hanging Man (مرد دارزده) در انتهای یک روند صعودی تشکیل می شود از خصوصیات این الگو سایه پایینی بلند، سایه بالایی اصول الگوهای نزولی کوتاه (وجود نداشتن سایه بالایی) و بدنه ای حداکثر یک دوم سایه پایینی می باشد. در این الگو رنگ بدنه تفاوتی ندارد اما بدنه نزولی (اصول الگوهای نزولی مشکی) قدرت بیشتر این الگو را برای بازگشت روند نشان می دهد.

الگو شوتینگ استار (الگوی ستاره رها شده) مانند الگوی قبلی در انتهای یک روند صعودی تشکیل می شود. سایه بالایی بلند، سایه پایینی کوتاه و یا وجود نداشتن سایه پایینی و بدنه ای حداثر یک دوم سایه بالایی از خصوصیات این الگو می باشد. در این الگو رنگ بدنه تفاوتی ندارد اما بدنه نزولی (مشکی) قدرت بیشتر این الگو را برای بازگشت روند نشان می دهد.

این الگو در بازار بسیار نادر می باشد و مدلی از Opening Marubozu می باشد. در روند صعودی قیمت آغازین این کندل با گپ (شکاف) رو به بالا باز می شود اما در ادامه شاهد هیچ سایه بالایی نمی باشیم. قیمت از نقطه آغاز رو به پایین حرکت کرده و بدنه نسبتا بزرگی را شاهد هستیم. اگر سایه و بدنه این الگو فاصله گپ (شکاف) را پُر نماید می تواند نشانگر آغاز روند صعودی باشد.

این الگو (پوشاننده نزولی) شامل دو شمع با رنگ های متفاوت است که در انتهای روند صعودی تشکیل می شود. کل بدنه مشکی (نزولی) شمع دوم، بدنه شمع اول سفید (صعودی) را پوشش می دهد. اندازه سایه ها در این دو کندل اهمیتی ندارد. ایجاد شکاف (گپ) بین نقطه پایان کندل اول و نقطه آغاز کندل دوم اهمیت بیشتری به این الگو برای آغاز روند نزولی می دهد.

الگوی انبرک بالایی مانند الگوی قبلی شامل دو شمع با رنگ های متفاوت می باشد. با این تفاوت که ابتدا شمعی صعودی (سفید) با بدنه بزرگ تشکیل می شود این شمع فاقد سایه یا با سایه های کوچک می باشد. شمع دوم در دل محدوده قیمت شمع اول به شکل ستاره (داجی) یا چکش تشکیل می شود. برای اهمیت بیشتر تغییر روند از صعودی به نزولی در این الگو، خارج نشدن سایه های شمع دوم از شمع اول مهم می باشد.

این اصول الگوهای نزولی الگو نیز در انتهای روند صعودی تشکیل می شود و اخطار تغییر روند را صادر می کند. شمع اول بدنه سفید (صعودی) دارد که تمامی بدنه شمع دوم را پوشش می دهد سایه ها در این الگو اهمیت زیادی ندارند اما خارج نشدن سایه های شمع دوم از محدوده سایه های شمع اول قدرت بیشتر این الگو را نشان می دهد.

صلیب هارامی نزولی شباهت بسیاری به الگوی قبلی دارد با این تفاوت که بدنه شمع دوم حتما بصورت داجی (ستاره) تشکیل شده است. این الگو در انتهای روند صعودی تشکیل می شود و اخطار تغییر روند را صادر می کند.

در این الگو (پوشای ابر مشکی) شاهد دو شمع با رنگ های متفاوت هستیم در شمع اول بدنه سفید (صعودی) و شمع دوم بدنه ای مشکی (نزولی) با نقطه پایانی بالاتر از نقطه آغازین شمع قبلی می بینیم و نقطه آغاز شمع دوم با شکافی صعودی نسبت به پایان شمع اول شروع شده است. این الگو در انتهای روند صعودی تشکیل شده و نمایشگر آغاز روند نزولی می باشد.

این الگو (کودک رها شده نزولی) در بازار مبادلات ارز خیلی کم به وجود می آید. در انتهای روند صعودی پس از یک شمع صعودی قوی شکافی صعودی تا شمع بعدی به وجود می آید. شمع بعدی بصورت ستاره(داجی) بسته می شود و فاصله بسته شدنش تا شمع بعدی نیز دارای شکاف است. با مشکی (نزولی) بسته شدن بدنه شمع سوم اخطار پایان روند صعودی و آغاز روند نزولی به وجود می آید.

الگوی ستاره عصرگاهی از مجموع سه شمع در انتهای روند صعودی تشکیل می شود شمع اول صعودی و پرقدرت، شمع دوم با شکاف (گپ) صعودی آغاز شده و بدنه آن میتواند نزولی یا صعودی باشد ولی در غالب موارد بدنه و سایه های بزرگی ندارد و شمع سوم یک شمع نزولی است که آغاز آن با شکاف (گپ) نزولی نسبت به شمع دوم آغاز شده است. این سه شمع اخطار روند نزولی را در انتهای روند صعودی اعلام می نمایند.

ترکیب این الگوی سه شمعی بسیار شبیه به الگوی ستاره عصرگاهی می باشد با این تفاوت که بین شمع اول و دوم به علاوه بین شمع دوم و سوم شکافی دیده نمی شود شمع اول پرقدرت و صعودی، شمع دوم Doji و شمع سوم دارای بدنه نزولی می باشد. با بسته شدن نزولی شمع سوم اخطار انتهای روند صعودی و آغاز روند نزولی اعلام می شود.

الگوی سه ستاره نزولی از ترکیب سه شمع Doji مانند تشکیل شده، اندازه سایه ها در این سه شمع حائز اهمیت نمی باشد اما وجود شکاف (گپ) صعودی بین شمع اول و دوم و شکاف نزولی بین شمع دوم و سوم بر قدرت این الگو برای تغییر روند از صعودی به نزولی می افزاید.

الگوی سه اهرم مشکی از سه شمع نزولی با بدنه های توپر و نزولی قوی تشکیل شده است. سایه ها غالبا کوتاه و ایجاد شکاف صعودی بین شمع اول، دوم و شکاف صعودی بین شمع دوم و سوم وجود دارد. با بسته شدن شمع سوم اخطار قوی تغییر روند از صعودی به نزولی ایجاد می شود.

الگوهای کنج چیست و چه کاربردی در بازار دارند؟

Wedges-Pattern

الگوی کنج یا گَوِه يا وج‌ها (Wedge) نشانهٔ توقف در روند فعلی هستند.

وقتی با چنین الگویی روبرو می‌شوید این نشان می‌دهد که معامله‌گران هنوز دارند تصمیم می‌گیرند که در مرحلهٔ بعد جفت‌ارز را کجا و چگونه معامله کنند.

کنج نزولی یک الگوی نموداری صعودی است که در یک روند روبه بالا شکل می‌گیرد و خطوط به سمت پایین شیب‌دار می‌شوند.

کنج صعودی یک الگوی نموداری نزولی است که در یک روند رو به پایین دیده می‌شود و خطوط به سمت بالا شیب‌دار می‌شوند.

کنج‌ها می‌توانند الگوی ادامه‌دهنده یا برگشتی باشند.

کنج‌های صعودی

کنج صعودی وقتی شکل می‌گیرد که قیمت بین خطوط حمایت و مقاومت شیب‌دار به سمت بالا تثبیت می‌شود.

در اینجا شیب خط حمایت بیشتر از مقاومت است.

این نشان می‌دهد که کف‌های بالاتر سریع‌تر از سقف‌های بالاتر شکل می‌گیرند.

و این منجر به الگوی شبیه کنج می‌شود.

با تثبیت قیمت‌ها می دانیم که نوسانات بزرگی در راه است و تغییری ناگهانی در جهت بالا یا پایین خواهیم داشت.

اگر کنجی صعودی بعد از روند رو به بالا شکل بگیرد، معمولاً یک الگوی برگشتی است و قیمت افول می‌کند.

و اگر در طول روند نزولی تشکیل شود ممکن است نشان‌دهنده ادامه حرکت نزولی باشد.

به هر حال، نکته مهم این است که وقتی این الگوی نموداری را می‌بینید، باید آماده باشید برای وارد کردن سفارشات.

در مثال اول یک کنج صعودی در پایان روند رو به بالا شکل گرفت.

ببینید که چگونه قیمت پایین آمد. این یعنی تریدرهای زیادی هستند که ترجیح می‌دهند فروش بگیرند، نه خرید!

آن‌ها قیمت را پایین آوردند تا خط روند را بشکنند و نشان دادند که ممکن است روند رو به پایین در آینده دیده شود.

درست مانند دیگر الگوهای نموداری که قبلاً در مورد آنها صحبت کردیم، تغییر قیمت بعد از این تغییر ناگهانی تقریباً به همان بزرگی ارتفاع الگوی شکل گرفته است.

حالا بیایید نگاهی به مثال دیگری از کنج صعودی داشته باشیم. اما این بار این الگو به عنوان سیگنال ادامه روند نزولی عمل می‌کند.

چنان که می‌بینید، قیمت قبل از تثبیت و ترسیم سقف‌های بالاتر و حتی کف‌های بالاتر از یک روند نزولی آمده است.

در این مورد قیمت به سمت پایین شکسته و روند نزولی ادامه پیدا کرد. به این دلیل است که به آن سیگنال ادامه‌دهنده‌ی روند می گویند.

ببینید قیمت چه تغییر جالبی رو به پایین با ارتفاع کنج تشکیل داده.

تا اینجا چی یاد گرفتیم؟

کنج افزایشی که بعد از روند صعودی شکل می‌گیرد معمولاً منجر به وارونگی روند رو به پایین می‌شود در حالی که کنج صعودی که در طی روند رو به پایین شکل می‌گیرد معمولاً منجر به ادامه می‌شود (روند رو به پایین).

به بیان ساده کنجی صعودی منجر به روند نزولی می‌شود که یعنی یک الگوی نزولی است.

کنج‌های نزولی

کنج نزولی هم درست مانند کنج صعودی ممکن است نشانه‌ ادامه‌ی روند یا بازگشت روند باشد.

به عنوان یک سیگنال برگشتی این الگو در کف روند نزولی شکل می‌گیرد و نشان دهنده‌ی این است که روند بعدی رو به بالاست.

به عنوان سیگنال ادامه‌دهنده، این الگو در طی روند صعودی شکل می‌گیرد و بدین معناست که حرکات قیمت صعودی به سمت بالا از سر گرفته می‌شود.

بر خلاف کنج صعودی، کنج ریزشی یک الگوی نموداری صعودی است.

در این مثال کنج نزولی یک نشانهٔ بازگشتی هستند.

بعد از روند رو به پایین قیمت، سقف‌های پایین‌تر و کف‌های پایین‌تر ایجاد کرد.

توجه داشته باشید که شیب خط روند نزولی که سقف‌ها را متصل می‌کند شیب بیشتری نسبت به خط روندی دارد که کف‌ها را متصل می‌کند.

در شکست بالاتر از بالای کنج، اصول الگوهای نزولی جفت‌ارز تغییر خوبی رو به بالا داشته که تقریباً برابر با ارتفاع الگو است. در این مورد افزایش قیمت بیشتر از میزان هدف بوده است؟

بیایید نگاهی داشته باشیم به مثالی که در آن کنج‌های نزولی نشانه‌ی ادامه هستند.

چنان که قبلاً گفتیم وقتی کنجی نزولی در طی روند صعودی شکل می‌گیرد معمولاً نشان دهندهٔ این است که روند بعداً دوبار از سر گرفته خواهد شد.

در این مورد قیمت کمی بعد از افزایش شدید ثابت شد. شاید معنایش این باشد که خریداران کمی صبر کردند تا نفسی تازه کنند و احتمالاً افراد بیشتری را جذب کردند تا با پیش خرید سهام قیمت را بالا ببرند.

ظاهراً جفت‌ارز در حال آماده شدن برای تغییری قدرتمند است. به چه جهتی خواهد رفت؟

می‌بینید چگونه قیمت در قسمت بالایی شکست و بالاتر هم رفت؟

اگر ترتیب ورود را بالای این روند نزولی قرار دهیم که بالاهای دو ارز را به یکدیگر متصل کرده، می‌توانیم به روند قوی رو به بالا بپیوندیم و سود کنیم!

اگر می‌خواهید سود بیشتری به دست آورید، می‌توانید مقداری از سود را با بستن بخشی از موقعیتتان در هدف نگه دارید و بعد بگذارید که بقیهٔ موقعیتتان به روند خود ادامه دهد.

تحلیل تکنیکال در ارزهای دیجیتال

چه در بازار ارزهای دیجیتال و چه در بازار سهام فعالیت داشته باشید، تجزیه و تحلیل تکنیکال یکی از محبوب ترین روش ها برای تخمین و پیش بینی ارزش دارایی در آینده نزدیک است. چنین ابزاری به شما کمک می کند تا دیدگاهی واقع بینانه در مورد شرایط بازار داشته باشید.

تحلیل تکنیکال به عنوان یکی از تاثیرگذارترین ابزارها برای معامله گران و سرمایه گذاران بازار مالی به شمار می آید که اهداف قیمتی که باید برای خرید و فروش دارایی در نظر اصول الگوهای نزولی گرفته شود و یا اینکه ایده‌آل ترین دوره نگهداری آن چه زمانی است و میزان ریسک و سود مورد انتظار چیست؟ را به صورت قابل اصول الگوهای نزولی قبول ارائه می دهد.

انتظارات ما از تحلیل تکنیکال باید تا چه اندازه باشد؟

قبل از اینکه به بررسی دقیق و کاربردی تحلیل تکنیکال بپردازیم، کاملا ضروری به نظر می رسد که حد انتظارات خود را از این ابزار کاربردی در رابطه با دارایی های خود تعیین کنیم. در وهله اول باید بدانید که تحلیل تکنیکال برای شناسایی معاملات کوتاه مدت (معمولا دو هفته تا یک ماه) استفاده می شود و کاربرد چندانی برای سرمایه گذاری و معاملات بلند مدت ندارد. با این حال با استفاده از تحلیل تکنیکال می توان به شناسایی موقعیت های ورود و خروج (قیمت هایی که در آن به خرید و فروش می پردازید) مربوط به هر نوع سرمایه گذاری پرداخت.

همچنین همیشه یک ریسک مرتبط با یک معامله وجود دارد. تحلیل تکنیکال یک ابزار راهنما برای معامله گران است اما نمی توان به طور صدرصد به آن اتکا کرد. برخی استراتژی ها ممکن است تحت برخی عوامل خارجی نتیجه عکس بدهد. بنابراین فرقی نمی کند که یک معامله گر کهنه کار و با تجربه باشید و یا اینکه به تازگی فعالیت خود را در بازار مالی شروع کرده باشید، باید یک استراتژی برای کاهش ضرر در نظر بگیرید و منتظر بازگشت قیمت به حالت قبل نباشید.

همیشه یک واقعیت را قبول کنید که بازده یک معامله کوتاه مدت به احتمال زیاد متوسط است. بنابراین بهتر است انتظار بازدهی و سود کلان را به طور کلی از ذهن خود بیرون کنید. اگر دست به ریسک های بی مورد بزنید مطمئنا ناامید شده و حتی یک تجارت فاجعه آمیز اصول الگوهای نزولی خواهید داشت. در حالت کلی تحلیل تکنیکال می تواند برای داشتن بازدهی معقول در میان مدت، مفید واقع شود.

برخی نکات در رابطه با تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال مانند بسیاری از ابزارهای تحلیلی دیگر براساس برخی از فرضیات کار می کند. نکته اول اینکه روش کار آن براساس تخمین‌های بدست آمده در بازار است. این بدین معنی است که تمام اطلاعات بدست آمده در گذشته را بر روی آخرین قیمت بدست آمده منعکس می کند.

به عبارت ساده تر، تحلیل تکینکال فقط قیمت تاریخی یک دارایی و آنچه را که این داده ها می توانند در مورد حرکت قیمت آتی آن به ما بگویند در نظر می گیرد. دوم اینکه، قیمت یک دارایی ممکن است روندی را در بازه زمانی خاص دنبال کند.

در این حالت براساس تجزیه و تحلیل صورت گرفته در تحلیل تکنیکال ممکن است نمودار به عنوان یک الگو برای آن دارایی ظاهر شود.

اصول اولیه کندل‌ها (شمعدان‌ها)

نمودارها پایه و اساس تحلیل تکنیکال را تشیکل می دهند. انواع مختلفی از نمودارها شامل، خطی، میله ای، کندل و غیره وجود دارد. بازار ارزهای رمزنگاری شده به بهترین شکل ممکن از کندل ها برای نشان دادن روند بازار استفاده می کند. در اینجا تصویری وجود دارد که یک نمودار معمولی و یک شمعدان منفرد را نشان می دهد که از یک نمودار جدا شده است.

اصول اولیه کندل‌ها (شمعدان‌ها)

اجازه بدهید در ابتدا بدانیم که کندل به چه معناست. کندل معمولا با رنگ سبز (صعودی) و یا قرمز (نزولی) نشان داده می شود و هر کندل از سه قسمت سایه بالایی، سایه پایینی و بدنه تشکیل شده است که در آن بدنه قیمت باز و قیمت بسته را به هم متصل می کند. سایه پایین (قیمت پایین) به صورت خطی به اصول الگوهای نزولی سمت پایین کشیده می شود و برعکس سایه بالا (قیمت بالا) خطی است که به سمت بالا کشیده شده است.

حال بیایید قیمت باز، قیمت بسته، قیمت بالا و قیمت پایین را برای یک بازه زمانی (می تواند دقیقه، ساعت یا روز باشد) تعریف کنیم.

قیمت باز (O): قیمتی که در یک دوره زمانی باز (شروع) می شود.

قیمت بالا (H): بالاترین قیمتی که در آن دوره زمانی بدست آمده است.

قیمت پایین (L): کمترین قیمتی که در آن دوره زمانی مشاهده شده است.

قیمت بسته (C): قیمتی که در آن دوره زمانی بسته شده است.

اگر به تصویر بالا نگاه کنید قیمت بیت کوین در 40862 دلار باز شده است و به پایین ترین سطح روزانه 39853 دلار رسیده و حداکثر قیمت آن در طول همان روز 43392 دلار بوده است و روز را در قیمت 42832 دلار بسته است. با افزایش قیمت (C>O) در این بازه زمانی نتیجه گیری می شود که این کندل صعودی است. در حالی که اگر کندل قرمز باشد بازار نزولی است. این کندل ها را می توان برای بازه های زمانی مختلف مانند 5 دقیقه، 30 دقیقه و یا حتی 4 ساعت هم بست، البته بسته به استراتژی معامله گر دارد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا